امروز: سه شنبه, 02 آبان 1396
چه دلایلی که باعث سلب حضانت می شود
پنجشنبه ، 21 آذر 1392 ، 06:21

چه دلایلی که باعث سلب حضانت می شود

مقدمه : معنای حضانت:وقتی از حضانت صحبت می شود ، به چه معناست ؟ایا حضانت در هر صورت بر عهدۀ پدر و مادر هست ؟اگر حضانت ، هم هم حق است وهم تکلیف ، اما این حق یا تکلیف قانونی « مطلق » نیست .


به صراحت ماده 1173 اصلاحی قانون مدنی « هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت او است صحت جسمانی ویا تربیت اخلاق طفل در معرض خطر باشد ، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی که برای حضانت طفل مقتضی بداند ، اتخاذ کند .»

دلایلی که باعث سلب حضانت از والدین می شود چیست

اما از انجا که پیش بینی  می شد که تشخیص مصادیق عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی ، در دادگاهها با اشکالاتی مواجه شود ، در ادامۀ این ماده ، مصادیق مربوطه به این نحو امده است :

1-    اعتیاد زیان اور به الکل ، مواد مخدر و قمار .

2- اشتهار به فساد اخلاقی و فحشا

3-    ابتلا به بیماری های روانی یا تشخیص پزشکی قانونی

4-    سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا ، تکدی گری و قاچاق

5-    تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف .

البته این موارد ، تمشیلی است و مواردی مشابه را نیز شامل خواهد شد که تشخیص این امور با دادگاه است . ضمنا ، هر جند در این مادۀ قانونی نیامده ، لیکن بدیهی است که هر یک از پدر ومادر هم چنین حقی را دارند که اگر تغییر در وضع حضانت طفل ضرورت دارد ویا به طریق اطمینان بخسی ترتیب نگاهداری وحضانت طفل داده نشده ، وارد عمل شوند .

این موضوع در ماده 13 قانون حمایت خانواده مصوب 15 بهمن 1353نیز تاکید شده است که در ان ، اعلام لزوم تغییر در حضانت طفل را به عهده والدین طفل یا اقربای او و یا دادستان داده است .

همچنان که در ماده 1172 قانون مدنی ، مورد خاصی پیش بینی شده است ؛ یعنی امتناع هر یک از ابوین که حضانت به عهده او محول شده است ، از نگاهداری کودک که در این صورت ، تقاضای الزام وی ، به طرف دیگر ، یا قیم یا یکی از اقربایا مدعی العموم محول شده است بنابراین ، بسیار بدیهی است که هر یک از پدر ومادر حق دارند که موارد عدم صلاحیت انکه حضانت به عهده او محول شده را اعلام و تقاضای اقدام مقتضی از دادگاه بنمایند .

گو اینکه ، هر یک از اولیایی که حضانت طفل را به عهده گرفته است، باید  برابر انچه  در حکم دادگاه امده ( از نظر زمان ومکان ملاقات طفل ) با طرف دیگر همکاری کند ودر صورتی که اخلاقی که در این باره پیش اید ، حل اختلاف بر عهده دادگاهی خواهد بود که حکم طلاق و حضانت ان طفل را صادر کرده است .

در تعریف حضانت هم باید گفت ، « حضانت » به معنی پرورش و نگهداری طفل است و بنابراین شامل هر دو جنبۀ جسمی و روحی کودک میشود به موجب ماده 1168 قانون مدنی « نگاهداری اطفال » ، هم حق و هم تکلیف ابوین است .»

این موضوع نیز تا زمانی که زوجین به زندگی مشترک خود ادامه میدهند مشکلی ایجاد نمی کند ، ولی مشکل از وقتی اغاز میشود که که زوجین به دلایلی قادر به ادامۀ زندگی زناشویی نبوده وبامراجعه به دادگاه واخذ حکم طلاق ، از یکدیگر جدا می شوند . معمولا در این مرحله « حضانت » طفل با مشکل مواجه میشود.

پیش از این ، قانونگذاردر ماده 1169 قانون مدنی ، با توجه به دو ضابطۀ« جنسیت » و«سن » اطفال ، مقرراتی برای حضانت وضع کرده ومی گفت برای نگاهداری طفل ، مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت. پس از انقضای این مدت حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم حضانت انها با مادر خواهد بود .»

اما این ماده با اصلاحات سال 1382درمجمع تشخیص مصلحت نظام ، بدین شکل در امده است  که برای حضانت و نگهداری طفل که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند ، مادر تا سن 7 سالگی اولویت دارد و پس از ان با پدر است .»تبصره - بعد از 7 سالگی در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه است

با این اوصاف ، حضانت و نگهداری کودک در صورت جدایی پدر و مادر از هم ، به طور کلی تا 7 سالگی - که هم پسر و هم دختر نیاز عاطفی بیشتری دارند- به عهدۀ مادر است واز ان به بعد به عهده پدر خواهد بود .

اختصاصی بابافارس

 
بابافارس - دانستنیهای حقوقی نامزدی

بابافارس - دانستنیهای حقوقی نامزدی

دختر جوان سوار مینی بوس شد، هنوز سرمست از شادی مراسم نامزدی دو شب گذشته بود.او و همسرش در زیبایی، تحصیل، سطح خانوادگی و اقتصادی بسیار شبیه یکدیگر بودند و پس از صیغه محرمیت (عقد موقت) که بین آنها جاری شد، قرار گذاشته بود به سرعت عقد کنند ناگهان با تکانی شدید مینی بوس واژگون شد و از ضربه شدید برخورد صورتش به آهن مینی بوس از هوش رفت وقتی بار دیگر به خود آمد در بیمارستان بود صورتش باندپیچی شده بود حدود یک ماه طول کشید تا چهره خود را بار دیگر در آینه دید. گرچه آثار زیبایی پیدا بود.

 

 
تقسیم اموال زن و شوهر بعد از طلاق
نوشته شده توسط بابافارس   

تقسیم اموال زن و شوهر بعد از طلاق

یکی از شروطی که در قباله‌های نکاح وجود دارد، شرط تنصیف دارایی است. با امضای این شرط، زن و شوهر توافق می‌کنند که مرد در زمان طلاق تا نصف دارایی‌هایی را که در زمان زندگی مشترک به دست آورده است، با همسر خود تقسیم کند. اما این شرط فروض مختلفی دارد که در گفت‌وگو با یوسف خمسه، مدرس دانشگاه و وکیل دادگستری، به بررسی آن پرداختیم.

 
دانستنیهای مدنی و خانواده - آیا زن می تواند از شوهرش طلاق بگیرد ؟
چهارشنبه ، 15 آبان 1392 ، 06:29

دانستنیهای مدنی و خانواده - آیا زن می تواند از شوهرش  طلاق بگیرد ؟

اولین نوع طلاق ، بنابر انچه از مفهوم طلاق بر می اید و در قانون نیز با اصلاحاتی صریحا آمده،«طلاق به خواسته مرد » است . یعنی برابر ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی ، مرد می تواند با رعایت شرایطی قانونی ، با مراجعه به دادگاه ، تقاضای طلاق همسرش را بنماید.

 
تحریر مهروموم و تقسیم ترکه

تحریر مهروموم و تقسیم ترکه

اساس ارث در کشور ما امری است یعنی جای کم و زیاد کردن و اما و اگر در آن نیست. با فوت هر شخص اموال او به وارثان او به ارث می‌رسد. اما برای اینکه مالکیت وارثان بر ورثه کامل شود باید مراحل و مسیری طی شود.


بررسی مفهوم ترکه و شروط آن در مدت مرگ متوفی و تقسیم ارث و میراث

معنی ترکه چیست

مفهوم دارایی، به معنی شایستگی و امتیاز دارا شدن حقوق و تکالیف مالی، یکی از صفات مربوط به شخصیت انسان است که با تولد شخص به وجود می‌آید و با فوت وی از بین می‌رود. پس از فوت شخص، دارایی در مفهومی ‌که ذکر شد، از بین می‌رود و صرفا اجزای مثبت و منفی دارایی باقی می‌ماند که پس از فوت متوفی، ترکه نامیده می‌شود. به عبارت دیگر، دارایی شخص پس از فوت از بین می‌رود و فقط اجزای دارایی در فرض وجود به ورثه منتقل می‌شود.

از دید و نگرش حقوقی منظور از ماترک، اموالی است که حین الفوت متوفی جزو دارایی و در مالکیت وی بوده است هرچند که پس از فوت متوفی تا زمان تقسیم ترکه تلف شود؛ با این اوصاف مطالبات متوفی، هر چند این مطالبات از ورثه باشد و به موجب مالکیت مافی‌الذمه (آنچه بر عهده کسی باشد ) یا پایا پای پرداخت شود، جزو دارایی‌های متوفی محسوب می‌شود؛ لکن صدمات و تاوان ناشی از فوت متوفی که بعد از فوت مورث تحقق می‌یابد، مشمول نهاد حقوقی ماترک نبوده و از مقررات مربوط به آن پیروی نمی‌کند. البته حکم دیه از این قاعده مستثناست؛ طبق فتوای فقها، دیه از حیث اینکه سبب ایجاد حق در زمان مورث شده و همچنین با توجه به اینکه ماهیت کیفری دیه بر جنبه مدنی آن غلبه دارد، به عنوان اجزا ماترک تلقی می‌شود.

تقسیم ترکه از حیث قانونی، مستلزم انجام مقدماتی است؛ مطابق ماده 867 و 868 قانون مدنی مالکیت ورثه نسبت به ماترک بعد از فوت متوفی به صورت قهری حاصل می‌شود و استقرار آن منوط به پرداخت حقوق و دیونی است که به ترکه تعلق می‌گیرد.

در نتیجه صرف نظر از اینکه قبل از تقسیم ترکه، قاعدتا بایستی انحصار وراثت صورت پذیرد و اسامی ‌وراث و سهم هر یک مطابق مقررات قانونی مشخص شود، به منظور تقسیم ترکه و وارد شدن آن به دارایی وراث، پس از تعیین مقدار ترکه و عنداللزوم اتخاذ تدابیر لازم برای حفظ ترکه و منع وراث از دخل و تصرف در آن (مهر و موم ترکه) باید حقوق و دیونی که به ترکه تعلق گرفته از آن برداشته شود.

ترکه تا قبل از تصفیه و تقسیم بین وراث در مالکیت چه کسانی قرار دارد؟

در این خصوص نظریات مختلفی مطرح شده است. وراث ملزم به پذیرش ترکه نیستند؛ ولی چه در صورت قبول ترکه و چه در صورت رد آن، پس از تصفیه ترکه نوبت به تقسیم ترکه بین وراث می‌رسد.

تحریر ترکه (لیست کردن اموال متوفی) به چه ترتیبی است؟

وراث و نمایندگان قانونی آنان و وصی می‌توانند برای تعیین میزان و مقدار ترکه، از مقام قضایی تحریر ترکه را درخواست کند. در این صورت بعد از دعوت اشخاص ذی‌نفع و آگهی تعیین وقت که از یک‌ماه نباید کمتر و از سه ماه نباید بیشتر باشد، منتشر می‌شود. غیبت اشخاصی که برای تحریر ترکه یا مهروموم ترکه احضار شده‌اند مانع از تحریر ترکه نیست. هرگاه ترکه متعلق حقوق عمومی قرار بگیرد یا غایب یا محجوری در بین وراث باشد یا وارث متوفی معلوم نباشد، امین یا قیم ملزم است درخواست تحریر ترکه را از مرجع ذی‌صلاح کند.

راههای تحریر ترکه چگونه است؟

درخواست تحریر ترکه اقدامی ‌تامینی و تابع قانون امور حسبی است و دارای ویژگی دعاوی ترافعی نیست بنابراین درخواست تحریر ترکه از جانب طلبکاران، موصی‌له و سایر اشخاص پذیرفته نمی‌شود و این اشخاص صرفا می‌توانند برای حفظ حقوق خود، از مقام قضایی درخواست مهر و موم ترکه کنند اما درخواست تحریر ترکه از آنان پذیرفته نمی‌شود، چراکه در مهروموم ترکه از ترکه نیز صورت‌برداری می‌شود؛ لذا تحریر ترکه بعد از مهروموم آن بیهوده است.در مدت تحریر ترکه، هرگونه تصرف در ماترک ممنوع است، مگر تصرفاتی که برای اداره و حفاظت ترکه لازم است و همچنین عملیات اجرایی راجع به بدهی متوفی، دعاوی راجع به ترکه یا بدهی متوفی در مدت تحریر ترکه معلق می‌شود و مرور زمان نسبت به مطالبات متوفی در مدت تحریر ترکه توقیف می‌شود.

در برخی موارد وراث مشخص نیستند؛ در این شرایط چگونه عمل می‌شود؟

در صورتی که وارث متوفی معلوم نباشد، برای ترکه مدیر ترکه تعیین می‌شود. اگر از تاریخ تحریر ترکه تا 10 سال وراث متوفی معلوم شود ترکه به او داده می‌شود و پس از این مدت هر ادعایی نسبت به ترکه از هیچکس پذیرفته نمی‌شود. چنانچه قبل از این مدت شخصی هر نوع ادعایی نسبت به ترکه داشته باشد، حسب مورد باید دعوای خود را علیه مدیر ترکه یا دادستان مطرح کند.

معنی مهر و موم ترکه چیست

از لحاظ حقوقی، مهروموم ترکه عبارت است از اقدامی که توسط مراجع قضایی صورت می‌گیرد، تا ورثه از هرگونه استفاده و دخل و تصرف در ترکه ممنوع ‌شوند و این امر به منظور حفظ و نگهداری از ترکه انجام می‌گیرد.

مهروموم ترکه صرفا با درخواست هر یک از ورثه متوفی یا نماینده قانونی آنان، موصی‌له در صورتی که وصیت به جزء مشاع شده باشد، طلبکار متوفی و وصی انجام می‌گیرد و همین افراد نیز حق رفع مهروموم ترکه را دارند. درخواست رفع مهروموم ترکه نیز به دو صورت بدون تنظیم ریزترکه یا با درخواست تنظیم‌ ریزترکه صورت می‌گیرد.

منحصرا همین افراد می‌توانند درخواست رفع مهروموم کنند؟

در صورتی که افرادی غیر متقاضیان مهروموم ترکه، درخواست رفع آن را کنند، شورای حل اختلاف مکلف است در موقع رفع مهروموم ترکه صورت ریز آن اموالی را که مهروموم شده بود، تنظیم کند و به این منظور ضمن درج مشخصات اموال غیرمنقول و با توصیف و تعیین مشخصات اموال منقول و تعیین بهای آن اقدام می‌کند. شورا در خصوص تعیین قیمت اموال منقول مکلف به جلب نظر کارشناس خواهد بود؛ همچنین شورا مکلف است بعد از رفع مهرو‌موم ترکه به منظور اداره کردن و حفظ ترکه، شخصی از ورثه یا غیر آن را برای حفظ ترکه و جلوگیری از حیف و میل ترکه و جلوگیری از تضییع حقوق سایر وراث تعیین کند.

هیچ یک از حقوق‌دانان تردیدی ندارند که پس تصفیه ترکه آن چه از ترکه باقی می‌ماند، به ملکیت وراث در می‌آید و داخل در دارایی آنان می‌شود. آن‌چه محل بحث و تامل است،

وضعیت ترکه از زمان فوت تا زمان تصفیه ترکه است. ماهیت حقوقی ترکه قبل از تصفیه چیست؟

همین طور است؛ چراکه پس از فوت، متوفی اهلیت خود را برای دارا بودن حقوق از دست می‌دهد و دارایی به جامانده را نمی‌توان به متوفی نسبت داد و از طرف دیگر مالکیت وارثان نیز مستقر نیست و چه بسا حقوق و دیوني كه بر تركه تعلق مي‌گيرد، بیش از ترکه یا معادل آن باشد و عملا هیچ مالی به وراث نرسد. فرض مالکیت طلبکاران نیز بی‌پایه است، چراکه وراث می‌توانند طلب طلبکاران را از اموال شخصی خود بپردازند. مالکیت رابطه اعتباری شخص و شیء است، لذا تصور مال بدون مالک ممکن نیست.

 
راههای اصلی اثبات عسر‌ و‌ حرج

راههای اثبات عسر‌ و‌ حرج


طلاق ناشی از عسر و حرج یکی از روش‌هایی است که می‌تواند در پایان دادن به یک زندگی مشقت‌بار خانوادگی به زوجه کمک کند. برخلاف مردان، بانوان برای طلاق باید به شرایط و مواردی که در قانون و قباله نکاح ذکر شده است استناد کنند. یکی از این موارد عسر و حرج است که به شرایط سخت و غیرقابل تحمل در زندگی زناشویی اطلاق می‌شود.

 

 
با تکالیف و حقوق والدین و فرزندان آشنا شوید

با تکالیف و حقوق والدین و فرزندان آشنا شوید


اشاره : محیطی که کودک در ان متولد می شود و رشد مییابد بیشترین تاثیر را در تربیت و رفتار کودک می گذارند .رشد جسمی و روحی کودک نیازمند امکانات و وسایل ضروری است نگهداری وتربیت اطفال از اهم وظایف والدین است و اساس تربیت کودک را پدر ومادر به عهده دارند . دوران کودکی در رشد و پرورش کودک اهمیت اساسی دارد. کودکان سرمایه های ارزشمند جامعه هستند و فرداها متعلق به  انان میباشد . از جمله افرادی که در تربیت انها نقش بسزایی دارند پدر ومادر هستند . پدر مادر هر دو در مقابل فرزند خود دارای مسوولیت هایی بوده واز حقوق نیز بر خوردارند .

 

 
دانستنیهای طلاق گرفتن زن از مرد

دانستنیهای طلاق گرفتن زن از مرد
طلاق ناشی از عسر و حرج یکی از روش‌هایی است که می‌تواند در پایان دادن به یک زندگی مشقت‌بار خانوادگی به زوجه کمک کند. برخلاف مردان، بانوان برای طلاق باید به شرایط و مواردی که در قانون و قباله نکاح ذکر شده است استناد کنند. یکی از این موارد عسر و حرج است که به شرایط سخت و غیرقابل تحمل در زندگی زناشویی اطلاق می‌شود.

 
دانستنیهای قیم شدن

دانستنیهای قیم شدن


از ابتدای امسال تا هفته اول مهر ماه، 186 هزار و 454 نفر در کشور جان خود را از دست داده‌اند که 98 هزار و 820 نفر از آنان مرد بوده‌اند. مردانی که حتما تعداد زیادی از آنان متاهل و صاحب همسر و فرزند بوده‌اند و بعد از مرگ‌شان اهل و عیالشان با مشکل‌های زیادی دست به گریبانند که یکی از آنها نگهداری از بچه‌هاست.


فرق حضانت با قیمومیت
حضانت در تعبیر عامیانه متعلق به کسی است که بچه را تر و خشک، بزرگ و تربیت می‌کند. در صورت مریضی او را پیش دکتر می برد و به مدرسه می‌رساند. سرپرستی فرزند پس از فوت پدر با مادر است؛ زیرا نگهداری به‌طورمعمول رابطه‌ای مستقیم با احساسات و تعلق خاطر شخص نسبت به فرزند دارد و در این خصوصیات مادر حرف اول را می‌زند.

 

اما قیمومیت، مربوط به تصمیم‌گیری راجع به امور مالی بچه‌هاست. همانطور که می‌دانید بچه‌ها تا رسیدن به سن 18 سالگی، صغیر محسوب می‌شوند و هر چه که مربوط به مسایل مالی‌شان است (درآمد- هزینه) بر عهده پدر و در صورت فوت او بر عهده پدربزرگ یا قیم خواهد بود. دراصطلاح به پدر و پدربزرگ، «ولی خاص» گفته می‌شود.

پس توجه داشته باشید که اگر پدر طفلی فوت کند با وجود پدربزرگ او دیگر نیازی به قیم نخواهد داشت. ولی اگر پدربزرگ او نیز پیش از آن فوت کرده باشد دادستان موظف است برای طفل قیم نصب کند. برای اینکه بدانید در این شرایط قیمومیت با چه کسی خواهد بود و چگونه این شخص انتخاب می‌شود و باید چه مراحل اداری‌ای را پشت سر بگذارد؟ ما را همراهی کنید.

بعد فوت شوهر چه کسی قیم کودک می شود

قیم کسی است که امور حقوقی فرزند را سر و سامان می‌دهد. به همین دلیل برای انتخاب این شخص قانون وسواس زیادی به خرج داده است. همانطور که گفتیم اگر مادر صلاحیت لازم را داشته باشد اصلی‌ترین گزینه برای قیمومیت است ولی این تمام ماجرا نیست. پس به این نکته حتما توجه داشته باشید که اگر زن ازدواج مجدد کند معمولا اداره سرپرستی، قیمومت را به یکی از اقوام درجه یک پدر یا مادر می‌دهد و اگر هیچ کدام از این‌ها هم نبودند یا صلاحیت نداشتند اداره سرپرستی یک نفر را به عنوان امین انتخاب و همین فرد امین، قیم فرزندان این زن را انتخاب می‌کند. نکته مهم دیگری که نباید از نظرتان دور بماند این است که قیم هیچ‌گاه نمی‌تواند خودسرانه درباره اموال طفل تصمیم‌گیری کند. قانون در این‌باره نیز سختگیری کرده و قیم را الزام کرده است تا همه کارها را با نظارت اداره سرپرستی انجام دهد. پس این را بدانید که اگر قیم بخواهد اموال طفل را نقل و انتقال دهد حتما باید اجازه اداره سرپرستی را قبلا گرفته باشد.

بعد فوت شوهر حضانت بچه با چه کسی خواهد بود؟

پس از فوت پدر حضانت و سرپرستی کودکان حقی است که قانون به مادر اعطا کرده است. پس اگر شما جزو مادرانی هستید که به تازگی همسر خود را از دست داده‌اید بدانید که هیچ‌کس نمی‌تواند فرزندتان را از شما جدا کند زیرا ماده 1171 قانون مدنی حضانت فرزند را پس از فوت پدر حق شما دانسته و گفته است «در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با فردی است که در قید حیات است، هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد». پس لازم نیست نگران باشید چون که زن بعد از مرگ شوهر برای حضانت نیاز به مجوز خاصی ندارد و این موضوع حتی زمانی که طفل پدربزرگ نیز داشته باشد صادق است. نکته دیگری که توجه به آن می‌تواند بسیاری از مشکلات خانواده‌ها را پیش از وقوع حل و فصل کند این است که حتی اگر مادر ازدواج مجدد کند نیز حضانت از او سلب نخواهد شد و اگر کسی فکر می‌کند که مادر صلاحیت نگهداری فرزند را ندارد باید در دادگاه این موضوع را ثابت کند.

به اداره سرپرستی مراجعه کنید(دایره سرپرستی در تمام دادسراهای کشور وجود دارد  که تحت نظر دادستان اداره می شود

حتما تا کنون این سوال برایتان پیش آمده است که دریافت مجوز قیمومت چگونه است؟

برای پاسخ به این سوال باید گفت که اگر مادری می‌خواهد اداره اموال فرزندش را بر عهده بگیرد باید با ارایه مدارک فوت پدر طفل و نوشتن تقاضا در یک برگ معمولی به اداره سرپرستی مراجعه کند. این فرد باید در نامه بنویسد که پدر طفل طبق مدارک موجود فوت کرده است و ضمن آن آمادگی خود را برای قیمومت طفل اعلام کند.
در این زمان دادستان پس از بررسی، مادر را به عنوان قیم اعلام می‌کند و بعد از آن است که او می‌تواند در امور مالی فرزند خود جهت مصلحت و منافع طفل دخالت کند. اما حتما باید توجه داشت که دخالت قیم در امور مالی طفل دخالتی بدون حد و حصر نیست و حتما باید بر اساس مصلحت طفل انجام بگیرد و در غیر این‌صورت برای قیم مسئولیت‌های سنگینی به بار خواهد آورد.

مراحل اداری گرفتن قیم نامه چیست

اداره سرپرستی پس از دریافت تقاضانامه فرد متقاضی قیمومت، به مرجع انتظامی محل سکونت و اقامت فرزندان، دستور می‌دهد برای حفظ حقوق آن‌ها، از اموال منقول و غیر منقول متوفی صورت‌برداری کنند که مبادا اموال متوفی حیف و میل شود.
همچنین مدارکی از جمله گواهی فوت متوفی، کپی شناسنامه صغیر، کپی شناسنامه برای معرفی فرد صالح و شایسته‌ای که آمادگی قیمومت را داشته باشد به اداره سرپرستی تحویل داده می‌شود. در این خصوص معمولاً مادر کودک برای قیمومت اعلام آمادگی می‌کند و مرجع انتظامی پس از تحقیق از اهالی محلی، در مورد صلاحیت و شایستگی وی، نتیجه را به انضمام فتوکپی شناسنامه مادر و سایر مدارک به اداره سرپرستی تقدیم خواهد کرد.

اگر مادر قیمومت را قبول نکند!

اگر مادر حضور نداشته باشد مثلا در خارج از کشور برای تحصیل به سر ببرد یا اینکه حاضر به قبول سرپرستی کودک خود نباشد، در این صورت فردی صالح از بستگان، برای قیمومت معرفی می‌شود و چنانچه هیچ یک از اقوام و بستگان حاضر به قبول قیمومت نباشند یا صلاحیت آن‌ها احراز نشود، اداره سرپرستی رأسا کسی را که شایستگی دارد، انتخاب می‌کند، این فرد حتی ممکن است از کارمندان مورد اعتماد خود اداره سرپرستی باشد و این اداره از یکی از این افراد استفاده کند. پس از مشخص شدن فرد صالح برای قیمومت، اداره سرپرستی، پرونده را برای صدور حکم به دادگاه ارسال می‌کند و چنانچه دادگاه نیز صلاحیت فرد معرفی شده را احراز و او را قادر به اداره امور صغیر بداند پس از صدور حکم، پرونده را به اداره سرپرستی باز می‌گرداند. در این زمان است که قیم نامه صادر و به قیم تحویل می‌دهد تا مطابق وظایفی که در قانون مقرر شده است به اداره امور بپردازد.

چند ماده قانونی

طبق قانون، هیچ یک از والدین حق ندارند در مدتی که حضانت کودکی بر عهده آن‌هاست از نگهداری او امتناع کنند و در صورت امتناع هر یک، حاکم باید به تقاضای دیگری، تقاضای قیم یا یکی از اقربا یا به تقاضای مدعی العموم، نگهداری کودکی را به یکی از ابوین یا غیره که حضانت به عهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تامین کند، این را به یاد داشته باشید که دادگاه فقط می‌تواند پدر یا مادری را که قانونا حضانت به او سپرده شده است به انجام وظیفه الزام کند.

برای اطمینان از حفظ حقوق مولی‌علیه، قانون پیش‌بینی کرده است که دادستان می‌تواند اشخاصی را به عنوان ناظر بر عملکرد قیم تعیین کند. ماده 1247 قانون مدنی در این خصوص باید مورد توجه قرار گیرد که می‌گوید: «مدعی‌العموم می‌تواند اعمال نظارت در امور مولی علیه را کلا یا بعضا به اشخاص موثق یا هیئت یا موسسه واگذار کند. شخص یا هیأت یا موسسه‌ای که برای اعمال نظارت تعیین شده است در صورت تقصیر یا خیانت مسئول ضرر و خسارت وارده به مولی علیه خواهند بود.» در پایان لازم است این را هم بدانید که قانون حواسش به حقوق قیم نیز بوده است، تقاضای اجرت برای قیم امکان‌پذیر است و فردی که قیمومت را بر عهده دارد می‌تواند از اموال کودک مبلغی مناسب و متعارفی را با نظر دادستان از اموال کودک برداشت کند.

بابافارس با همکاری گیتی

 
چطور از شوهر خارجی طلاق بگیریم

چطور از شوهر خارجی طلاق بگیریم
طبق ماده 963 قانون مدني روابط شخصي و مالي بين زوجين، چنانچه زوجين تبعه يک دولت نباشند، زوجه تابع قوانين دولت متبوع شوهر خواهد بود. قوانين کشور ما در مورد طلاق بسيار روشن است با وجود اين وقتي طلاقي رخ مي‌دهد مشکلات زيادي را براي هر دو طرف ايجاد مي‌کند، مواردي مانند طلب مهريه، تعيين تکليف جهيزيه، حق بچه‌هاي احتمالي و ... مسائلي هستند، که در مسير جدايي زوجين مطرح مي‌شود.

 
نکاتی مهم درخصوص فرزند خواندگی
سه شنبه ، 23 مهر 1392 ، 00:00

نکاتی مهم درخصوص فرزند خواندگی

مقدمه ای بر قوانين فرزندخواندگي در ایران: در 29 اسفند 1353 قانوني مطابق با شرع تصويب شد. كه در حال حاضر تمام محاكم و قضات به اين قانون استناد كرده حكم فرزند خواندگي صادر مي‌كنند. در سال 88 لايحه حمايت از كودكان بي‌سرپرست در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد كه هم اكنون اين لايحه در شوراي نگهبان است. اين لايحه قانون قبلي را ارتقا داده و مكمل آن است وخلأ‌هاي قانون فعلي را پوشش داد. البته ممكن است ايراداتي هم داشته باشد.

 
برای ممنوع الخروج کردن بدهکار مهریه چه کنیم
نوشته شده توسط بابافارس   

برای ممنوع الخروج کردن بدهکار مهریه چه کنیم
در برخی موارد زن برای گرفتن مهریه خود از طریق دفترخانه رسمی ازدواج اقدام به صدوراجراییه کرده که پس از ابلاغ آن به همسرش، زن می‌تواند نسبت به بازداشت اموال منقول و غیرمنقول مرد اقدام نماید.گاه زن به اموال شوهرش دسترسی ندارد و نمی‌تواند برای وصول طلبش مالی را معرفی کند و مرد نیز از معرفی اموال خود به منظور پرداخت بدهی خودداری می‌کند که در این مواقع زن می‌تواند تقاضای ممنوع‌ الخروج شدن او را بنماید تا از خروج شوهرش از کشور به قصد فرار از پرداخت بدهی و عدم پرداخت آن جلوگیری شود.

 

 
حقوق مالی زن بعد از جدایی و طلاق
دوشنبه ، 1 مهر 1392 ، 00:00

حقوق مالی زن بعد از جدایی و طلاق
چکیده: هرچند به موجب قانون مدنى،حقوق مالى زن پس از طلاق در پنج مورد خلاصه مى‏شود، اما قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ حق دیگرى را با عنوان «مقررى ماهانه» بدانها مى‏افزاید. این حق درباره شوهر نیز مصداق‏ دارد اما شروطى که قانون براى استحقاق آن در نظر مى‏گیرد در کنار شرایط موجود جامعه،عملا بهره ‏مندى از آن را در زنان منحصر مى‏کند.با این‏ حال این حق قانونى در عمل به بوته فراموشى سپرده مى‏شود تا اینکه‏ قانونگذار براى پر کردن خلأهاى ناشى از آن در قانون اصلاح مقررات‏ مربوط به طلاق(۱۳۷۱)اجرة المثل و بخشش اجبارى را نیز به حقوق‏ مالى اضافه مى‏کند.البته به نظر مى‏رسد که این اقدام قانونگذار به معنى‏ نسخ مواد قانونى مربوط به مقررى ماهانه نبوده است.درآمد

 
راههای گرفتن گواهی انحصار وراثت
دوشنبه ، 18 شهریور 1392 ، 00:00

راههای گرفتن گواهی انحصار وراثت
مرگ رویدادی است که برای تمام افراد جامعه اتفاق می‌افتد به دلیل انتقال قهری اموال به بازماندگان، آثاری از جمله لزوم تعیین تكلیف مایملك و میزان سهم و حقوق وراث را به دنبال دارد اما برای اینکه وراث بتوانند سهم‌الارث خود را مطالبه و در آن تصرف کنند، ابتدا لازم است منحصربودن و سهم‌الارث هر یک از آنها بررسی و اثبات شود.

 
آیا زن بعد از بخشیدن مهریه میتواند باز مطالبه کند

آیا زن بعد از بخشیدن مهریه میتواند باز مطالبه کند
وقتی چیزی را به دیگری می بخشیم، شاید تصور اینکه پشت این بذل و بخشش چه مباحث حقوقی و قضایی نهفته برای‌مان دشوار باشد؛ اما نباید فراموش کرد که بخشیدن یک مال مترادف با انعقاد عقد هبه است و این قرارداد شرایط خاصی دارد. عقد هبه بسیار مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما هنوز در عمل مشکلاتی درباره این قرارداد به وجود می‌آید که جای بحث و بررسی دارد؛ مثل اینکه تکلیف رجوع از هبه در فرضی که هبه‌نامه سند رسمی است چه می‌شود؟ یا اینکه آیا زوجه می‌تواند مهریه خود را ببخشد و بعد از آن رجوع کند؟

 


براساس ماده 795 قانون مدني، هبه عقدي است كه به موجب آن يك نفر مالي را به رايگان به شخص ديگري تمليك مي كند؛ به عبارت ديگر او مال خود را به طور مجاني به ملكيت ديگري در مي آورد. سعدالله فغان‌نژاد ادامه می دهد: در اين عقد سه طرف وجود دارد: واهب، متهب و عين موهوبه؛ واهب كسي است كه مالش را تمليك مي كند، متهب كسي است كه مال به ملكيت او در مي آيد و عين موهوبه هم مالي است كه مورد هبه واقع مي شود.

دریافت مال، لازمه وقوع عقد هبه

 

طبق قانون، عقد هبه واقع نمی‌شود، مگر با قبول متهب و قبض او. با توجه به اين تعريف، مادامي كه متهب مال را قبض (دريافت) نكرده باشد، عقد هبه منعقد نشده است؛ بنابراين رجوع هم موضوعيت نمی‌یابد و واهب می‌تواند هر زمان كه بخواهد آن مال را پس بگيرد. فغان‌نژاد ادامه می‌دهد: اگر عقد هبه منعقد و عين موهوبه هم قبض شده باشد، واهب در صورتي می‌تواند از عقد رجوع كند و مال موهوبه را پس بگيرد كه دو شرط محقق شده باشد: 1-عين موهوبه موجود باشد 2- حق رجوع واهب از بين نرفته باشد. شرط اول كه روشن است؛ چنانچه عين مال از بين رفته باشد؛ ديگر امكان رجوع وجود نخواهد داشت. بر اساس شرط دوم در چهار صورت واهب حق رجوع نخواهد داشت: 1- در صورتي كه متهب پدر يا مادر يا اولاد واهب باشد 2- در صورتي كه هبه معوض و عوض هم داده شده باشد؛ یعنی واهب در قبال هبه مال خود به متهب از او مالي دريافت كرده است.
3- در صورتي كه عين موهوبه از ملكيت متهب خارج يا به ملكيت ديگري درآمده باشد 4- در صورتي كه در عين موهوبه تغييري حاصل شده باشد.

مزیت هبه نامه‌های رسمی

یک مدرس دانشگاه و وكيل دادگستري با بيان اينكه هبه‌نامه رسمي داراي فوايد بيشتري نسبت به ساير اشكال هبه‌نامه است، اظهار می‌دارد: هبه‌های با سند رسمی (هبه‌نامه‌هاي رسمي) داراي يك مزيت به خصوص هستند؛ مزيتي كه تنها مختص به آنها است و در دیگر انواع هبه‌ها يافت نمی‌شود.
کرامت‌الله محمدی در بیان این مزیت توضیح می‌دهد: در مورد هبه‌نامه‌هاي رسمي امکان انکار و تردید وجود ندارد؛ بنابراین هیچ‌یک از خواهان و خوانده نمی‌تواند مدعی شود که در صحت و اصالت سند مزبور مردد است؛ چرا که این ادعا از نظر قانونی پذیرفتنی نیست.
اما در مورد هبه‌نامه‌هاي غیر رسمی یا عادی ادعای انکار و تردید مسموع خواهد بود و با طرح هر یک از دو ادعاي انكار يا ترديد دادگاه موظف می‌شود تا بدون تعلل سند را مورد بررسی قرار دهد و بعد از دقت فراوان در مورد اعتبار آن حكم كند.
محمدي با یادآوری اجباري نبودن ثبت هبه‌ نامه‌ها در دفاتر اسناد رسمي ادامه می‌دهد: همه هبه‌نامه‌هایی كه مطابق با شرایط مذکور در قانون تنظیم شده باشند (چه با سند رسمي و چه بدون آن) به هر حال قابل استناد در محاكم دادگستري هستند؛ به عبارت دیگر هر هبه‌ای که به صورت قانونی تنظیم شده باشد ولو اینکه طي سند عادی باشد قابل استناد در دادگاه است؛ اما چه بهتر که این سند رسمی باشد

رجوع از هبه

اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه می‌توان از هبه‌هایی كه به صورت رسمي به ثبت رسیده‌اند، نيز رجوع كرد، توضيح می‌دهد: براي رجوع از هبه‌نامه، واهب به دادگاه حقوقي مراجعه و دادخواست ارائه می‌کند. در محکمه نیز يكي از اين دو حالت ديده می‌شود: نخست اینکه هبه ثبت شده و داراي سند رسمی است. در این حالت واهب بدون اینکه نیاز باشد هبه را به اثبات برساند درخواست رجوع خود را مطرح می‌کند. اما دیگری، زمانی است که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است. (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی). در این حالت واهب مکلف است تا در دادگاه نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند آنگاه اعلام کند که می‌خواهد از عقد رجوع کند. این وکیل دادگستری این نکته را متذکر می‌شود که در هر دو حالت فوق‌الذکر واهب موظف است تا با استفاده از ادله اثبات دعوا نشان دهد که از حق رجوع برخوردار است.

ادله اثبات دعوا عبارتند از: اقرار، سند كتبي، شهادت، امارات و قسم.

هبه مهریه

كرامت‌الله محمدي در پاسخ به اين سوال كه آيا زني كه مهر خود را به همسرش هبه كرده است می‌تواند از هبه خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطالبه كند يا خير؟ بيان می‌کند: لازم می‌دانم تا سه حالت را از یکدیگر تفکیک كنم حالاتی که پيرامون موضوع مهر مطرح می‌شوند و به دلیل شباهت در ظاهر در بسیاری از اوقات از سوی مردم مورد اشتباه قرار می‌گیرند.

آیا زن بعد از بخشیدن مهریه میتواند باز مطالبه کند

این وکیل دادگستری می‌گوید: حالت اول

زمانی است که زوجه در خصوص مهریه، ما فی الذمه زوج را ابراء می‌کند. به این بیان که می‌گوید از نظر من تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه نخواهي داشت؛ این بیان باعث می‌شود تا تکلیف شوهر در ادای مهر به طور کلی ساقط شود.

حالت دوم

زمانی است که زوجه در قبال طلاق، مهریه خود را به شوهر بذل می‌کند. بذل مهر در طلاق‌های خلع و مبارات انجام می‌شود، به این صورت که زن با پرداخت مالی به شوهر، از او می‌خواهد كه طلاقش دهد. اگر زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند، طلاق ملغي و کان‌لم‌یکن خواهد شد.

حالت سوم

زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می‌کند. به این بیان که می‌گوید من مهر خود را به تو بخشیدم؛ در این حالت است که همانند ساير اشكال هبه، تکلیف شوهر در پرداخت مهريه به طور کلی از بین نمی‌رود؛ چراکه زن می‌تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطالبه كند.
اين مدرس دانشگاه با تاكيد بر عدم نياز به ثبت رجوع در دفاتر اسناد رسمي ابراز می‌دارد: براي مثال ما به عنوان واهب به متهب اعلام می‌کنیم که قصد داریم از هبه فیمابین رجوع کنیم.
چنانچه هبه‌نامه ما رسمي باشد يا اينكه عادي و شفاهي باشد اما طرف مقابل رجوع را نپذيرد؛ مجبور می‌شویم تا با مراجعه به محکمه صالح، حکم دادگاه را مبنی بر رجوع دریافت کنیم. حکم قطعی دادگاه مبنی بر رجوع به نوعی به منزله ثبت رجوع است، پس دیگر نیازی نیست تا رجوع را در دفتر اسناد رسمی نيز به ثبت برسانیم؛ چراکه حکم دادگاه اگر داراي اعتبار امر مختوم باشد معتبر خواهد بود.
محمدي در مورد شرط عدم رجوع از هبه عنوان می‌دارد: اگر طرفين عقد هبه در «عقد خارج لازمي» بر عدم رجوع از هبه فيمابين شرط كرده باشند، هبه مزبور غيرقابل رجوع خواهد بود، اما اگر عدم رجوع را به صورتي غير از حالت فوق‌الذکر، شرط كرده باشند امكان رجوع از آنها ساقط نمی‌شود و همچنان پابرجا می‌ماند. منظور از عقد خارج لازم عقدي است غير از عقد هبه فيمابين طرفين. اين عقد از نوع عقود لازم است به اين معنا كه هیچ‌یک از طرفين عقد نمی‌توانند در هر زمان كه بخواهند آن را به صورت یک‌طرفه برهم بزنند. در بيان مثال براي عقود خارج لازم می‌توان به دو عقد خريد‌وفروش و اجاره اشاره كرد.
با توجه به آنچه کارشناسان در گفت‌و‌گو با «حمایت» مورد تاکید قرار دادند، توجه به چند نکته دارای اهمیت است: اولا در مورد هبه‌نامه هاي رسمي امکان انکار و تردید وجود ندارد؛ بنابراین هیچ‌یک از خواهان و خوانده نمی‌تواند مدعی شود که در صحت و اصالت سند مزبور مردد است. ثانیا می‌توان از هبه‌هایی كه به صورت رسمي به ثبت رسیده‌اند، رجوع كرد؛ بنابراین ثبت رسمی هبه دلیل بر این نمی‌شود که نتوان از آن رجوع کرد.
ثالثا زمانی که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی) در این حالت واهب مکلف است تا در دادگاه نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند، آنگاه اعلام رجوع از هبه کند؛ اما در هبه ای که مستند به سند رسمی است اثبات هبه لازم نیست.
رابعا زمانی که زن می‌گوید: من مهر خود را به تو بخشیدم، در این حالت همانند ساير اشكال هبه، تکلیف شوهر در پرداخت مهريه به طور کلی از بین نمی‌رود و زن می‌تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطالبه كند.

 


صفحه 5 از 10
صفحه اصلی حقوق خانواده